اگرچه هیچ گل مرده دوباره زنده نشد اما
بهار در گل شیپوری مدام گرم دمیدن بود

September 16, 2004

دوم: سلام

-هو-
می خوام اینجا شعرهاي قشنگ داستانهاي قشنگ و مطالب قشنگ بنویسم (از هرکی و هرجا). شما هم اگه باحالی! اگه باصفایی اگه اهلش هستی ازخودت، از دیگران (با ذکر اسم نویسنده و یه آدرس ای-میلی چیزی از خودت) برام مطلب بفرست. اقلا درمورد اینهایی که اینجا می بینی (از اسم و شکلو شمایل وبلاگ بگیر تا هرچی!) نظری پیشنهادی چیزی داشتی برام کامنت بذار یا ایمیل کن یا PMبذار... ایشالا خیر ببینی. شاید با کمک شما این مطالب رو جمع کردیم و یه چیزی قابل چاپ از توش درآوردیم. خلاصه دیگه...
ای دوست! ای با مرام! منو دریاب که منتظر شنیدنم

1 Comments:

Anonymous Anonymous said...

سلام عليرضا جان عزيز!
ببین من هستم تا آخرش هم هستم مثل همیشه مثل روزایی که با هم غروب کردیم مثل شبایی که با هم حرف زدیم و تو خوابت گرفته مثل همه وقتایی که دویدم اومدم پیشت از همه چیزم گفتم مثل شبایی که از شب شعر کوی برمیگشتیم خوابگاههای بالا و ... مثل همه لحظه های فراموش نشدنی
...
برهان

1:13 AM

 

Post a Comment

<< Home